شیرینتر از عسل
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱  

قصص قرآن: تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری



و آن آن بود که سلیمان را صلوات الله علیه شادُروانی بود صد فرسنگ در صد فرسنگ، بر آن شادروان خیمه ای، فرسنگی در فرسنگی، تنک تر از پوست خایه مرغ. در آن خیمه تختی، میلی در میلی، از راست او ده هزار کرسی زرین نهاده علما را و از چپ او ده هزار کرسی سیمین نهاده نُدما را.

سلیمان بر تخت و علما و ندما بر کرسی ها و دیگر آدمیان در پیش وی بیستادی و پریان بر عقب ایشان و دیوان گرد بر گرد ایشان، فریشتگان بر اطراف با عمودهای آتشین تا هر دیو یا پری و هر که بی فرمان از آن مجلس باز گشتندید، فریشته ای او را عمود آتشین بزدی برجا بسوختی. و مرغان بر سر وی همه پر در پر بافتندی چون چتر سایه داشتند؛ باد رُخا نرم نرم به زیر آن شادروان درآمدی و آن را بر گرفتی هفت میل در هوا بردیدی هُرّست و جرست در جهان افتادی خلایق بر بام ها آمدی به نظاره آن. آن باد بدان قوت می رفتی و آن را با همه خلق برداشته می بردید هفت میل در بالا تا آن جا که سلیمان خواستی فرو آمدی، فریشتگان آسمان به نظاره آمدندی[هنگامی] در آن ملک و جلوه او تعجب می نمودی[گفتندی] که آنت بزرگوار بنده ای که سلیمان است، خدای تعالی او را [چنان] برکشیده. حق تعالی گفت: ای فریشتگان من، آن برکشیدن من مر سلیمان را از بهر فروتنی اوراست که اگر در دل وی یک ذره کبر بودی چنان که او را به آسمان برمی آریم به زمین فرو بردمی.



تا روزی که بر وادی نمل می گذشت موری نامش منذره می گفت: ای موران، در خان های خویش شوید تا لشکر سلیمان شما را نکوبد و ایشان ندانند. باد آن سخن را به گوش سلیمان رسانید، سلیمان بکمارید و تعجب نمود و آن مور را حاضر کرد گفت: ای مور،از من چرا می ترسید که شادروان من در هواست و شما بر زمین. آن مور جواب داد گفت: بلی تو در هوایی ولکن ملک دنیا را بقا نیست من ایمن نیم که از نفس تا به نفس ملک تو را زوال آید تو به زیر افتی ما کوفته گردیم. سلیمان آن مور را دید که آن موران را در پیش کرده به سوراخ فرو می کرد. سلیمان گفت: تو ایشان را کی باشی؟ گفت: من امیر ایشانم. سلیمان گفت: چگونه از پس ایشان می روی. گفت: تا اگر مکروهی رسد به من رسد نه بدیشان، و حق رعیت بر امیر این باشد که خود را سپر ایشان دارد. سلیمان را از آن سخن عجب آمد. سلیمان گفت: لشکر چند داری. گفت: درین وادی چهل هزار چهل هزار قایدست با هر قایدی چهل هزار علم زیر هر علمی چهل هزار کردوس هر کردوسی چهل هزار مور، و از مشرق تا به مغرب همه موران در فرمان من باشند. چون بخوانم همه مرا اجابت کنند. سلیمان گفت: لشکر خویش به من نمای تا ببینم. منذر گفت: چنین به تعجیل راست نیاید[اگر می خواهی فرو آی و]دل فرو نه تا لشکر خویش بر تو عرضه کنم. سلیمان در آن بیابان فرو آمد منذر آوازی بداد که: «یا ایهاالنمل اخرجو من مساکنکم». کردوس های موران از زمین بر می آمدند تا هفت روز. سلیمان را دل بگرفت گفت: تا کی خواهد بود؟ گفت: اگر بباشی تا هفتاد سال همچنین برمی آیند. سلیمان آن مور را بنواخت و بر دست خود نشاند؛ گفت: چه گویی در این بساط من. منذر گفت: بساط من به از بساط تو. گفت: چرا؟ گفت: بساط من دست سلیمانست و بساط تو نسیج دیوانست. سلیمان گفت: چه گویی درین مملکت من؟ گفت: چه گویم در ملکی که پر پشه ای نسنجد. گفت: چه گویی درین دیوان که در فرمان من اند؟ گفت: رعیت فرع بر امیر بود. [گفت:]چه گویی درین باد که در فرمان منست؟ گفت: بادست به دست تو باد. گفت: چه گویی درین مرغان که مونس من اند؟ گفت: [اگر] تو را با خدای انس بودی با دون وی تو را انس ندادندی.



آنگه گفت: یا سلیمان، تو را به چه سلیمان گویند؟ گفت: ندانم تا تو بگویی. گفت: معنی آن بود که «یا سلیم، انَ تَتوبَ الی الله بقلبک»؛ دانی چرا پدرت را داود گفتند؟ گفت: تا بگویی. گفت: معنی داوود آنست که «داوٍ دهک» درمان کن درد خویش را. سلیمان [را ]از آن حکمت های وی عجب آمد بگریست آنگاه [گفت :]یا منذر، حاجت خواه. منذر گفت: حاجت من آنست که از این معلولی درست گردم، که وی را یک پای و یک دست و یک چشم بیش نبود، و دیگر حاجت من آنست که پیرم و جوان گردم. دیر بزیم. سلیمان گفت: من از این عاجزم. منذر گفت: حاجت به عاجز چرا بردارم.

* * *
چون عمر سلیمان به آخر رسید روزی سر از سجود بر آورد نباتی را دید برسته، آن را پرسید که تو چه نامی. گفت: خرنوب؛ معنی خرنوب آن باشد که خرابی مملکت تو آمد [و نوبت دیگر آمد]، سلیمان اندوهگن گشت بنشست و زار بگریست. و ملک الموت عادت داشتید آمدن نزدیک سلیمان، چون نزد وی آمد گفت: یا عزرایل؛ خویشتن را فرا من نمای بر آن هیأت که جان ستانی. وی گفت: این بی فرمان خدای نتوانم کرد، تا از خدای اذن یابم. آنگه برفت و از خدای تعالی اذن خواست و بیامد و خود را بر آن هیأت که جان ستاند فرا سلیمان نمود. سلیمان بی هوش گشت، ملک الموت دست برفق بر سینه وی نهاد تا با هوش آمد گفت: یا ملک الموت فریشته ای هست از تو بهوَل تر؟ گفت: من نزدیک فریشته ای باشم که گردن وی نزدیک عرش خدایست و قدم وی از هفتم زمین به پانصد ساله راه فروتر، و گر خدای تعالی وی را فرماید هفت آسمان و هفت زمین را در برگیرد وی را هیچ رنج نرسد؛ و آن فریشته نزدیک فریشته ای است که سر وی نزدیک عرش خدایست و قدم وی از هفتم زمین به هزار ساله راه فرو گذشته، گر خدای تعالی او را فرماید هفت آسمان و زمین را با دهن افگند بر وی آسان آید؛ و آن فریشته ای است که لب زَوَرین وی نزد عرشست و لب زیرین وی بتحت الثری، گر خدای تعالی او را فرماید هفت آسمان و هفت زمین را بدم در دهن کشد و وی را از آن آگاهی نبود.




ملک الموت بازگشت دیر بر نیامد که باز آمد تا جان سلیمان بردارد؛ در آن وقت سلیمان در محراب ایستاده بود تا نماز کند، و از پیش وصیت کرده بود که چون مرا مرگ آید مرا زود دفن مکنید که این دیوان بگریزند و این مسجد تمام نگردد، تا مگر این مسجد را تمام کنند. و آن [آن] مسجد بود که از پیش یاد کردیم. سلیمان بر پای بود در محراب دست برآورد که تکبیر کند ملک الموت از هوا فرود آمد. سلیمان گفت اورا: به چه آمدی؟ گفت به قبض جان تو. گفت: تا باز گردم و اهل خویش بدرود کنم. گفت: فرمان نیست، همچنان در آن حال جان وی را قبض کرد.
در اخبارست که مرگ پنج پیغامبر ناگهانی بودست: ابراهیم و موسی و هارون و داود و سلیمان صلوات الله علیهم.



چون ملک الموت جان سلیمان برداشت و وی را عصا چفته بود تا یک سال همچنان بماند. دیوان و پریان نمی دانستند که وی مرده است همچنان کار خویش می کردند، پنداشتند که وی در نماز درازست. تا یک سال برآمد هیچ دیو نیارستی نگریست در روی وی. گفتند: هرگز وی نماز بدین درازی نکردید، چه شاید بود. دیوان بشدند از دابٌه الارض، بذره، در پذیرفتند که اگر تو عصای وی را بخوری تا اگر مرده است بیفتد ما هر جا که تو بنا کنی تو را آب و گل آریم و یاری دهیم. دابٌه الارض بشد و بن عصای وی را بخورد. عصا بگشت و سلیمان بیفتاد، بدانستند پریان و دیوان که ایشان غیب ندانند که اگر غیب دانستندی یک سال در عذاب درنگ نکردندی. پس به مرگ سلیمان معلوم گشت خلقان را که می پریان و دیوان دروغ می گفتند در دعوی علم غیب.


کلمات کلیدی:
غرور عبادت سوز
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸  

روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مى‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.

 در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.

وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:

خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.

در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:

ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمى‏کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.

منبع:
غزالى، محمد، کیمیاى سعادت، ج ۱، ص ۱۰۵


کلمات کلیدی:
بخاطر دنیا
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٦  
حکایت عابد و ابلیس


در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند: فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت: ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش! عابد گفت: نه، بریدن درخت اولویت دارد مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.


عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت: دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است؛ عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:کجا؟ عابد گفت:تا آن درخت برکنم؛ گفت : دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند. در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!

عابد گفت: دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟ ابلیس گفت: آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی.


کلمات کلیدی:
احساس فرزندی....
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢  

افراد احساساتی این عکسها را نبینند!

این صحنه بسیار زیبا در باغ وحش دانمارک اتفاق افتاده است که در مقابل پرخاش خرس مادر، بچه خرس با نوازش پاسخ مادر را می دهد!








کلمات کلیدی:
تفسیر اسما الله - نام های خداوند متعال ...
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢  
پنجشنبه چهاردهم دی 1385
 
                         به نام هست بخش مطلق

 

43. محیی ( زنده کننده)

لا اله الا هو یحیی و یمیت

ترجمه: هیچ خدایی جز او نیست که او زنده می کند و او می میراند .

محیی خداست یعنی زمانی بوده که آنها وجود نداشتند و بعدا به اراده الهی بوجود آمدند

اگر کسی می خواهد عالم گردد و به نوعی که در فهم و ادراک حافظه خود متحیر گردد و چیزی برای وی مجهول نماند به مدت چهل روز بر اسم « یا محیی» مداومت کند و هر روز به تعداد 1740 مرتبه آن را بگوید .

 

44. ممیت (میراننده)

الذی خلق الموت و الحیاوة لیبلوکم ایکم احسن عملاً

ترجمه: اوست خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را به نیک و بد عملتان بیازماید .

همگان می میرند و وجه پرودگار صاحب شوکت و بخشایشگرت باقی می ماند .

اگر کسی می خواهد بر نفس اماره اش مسلط شود در موقع خواب دست بر سینه خود نهد و 100 مرتبه بگوید « یا ممیت» تا بخوابد.

 

45.نعم المولی و نعم البصیر( چه خوب سرپرست و یاوری)

و ان تولوا فاعملوا ان الله مولیکم نعم المولی و نعم النصیر

ترجمه : و اگر آن کافران به دین خدا پشت کرده اند شما مومنان غم مخورید و بدانید که خدا سرپرست شماست چه خوب سرپرستی ! و چه خوب یاوری!

اگر کسی می خواهد دفع خصم دشمن کند هنگام بروز خطر از جانب آن دشمن بر خواندن این اسم به تعداد 350 مرتبه در هر روز مداومت شود و برای گرفتن نتیجه سریعتر روز جمعه بعد از طلوع آفتاب خدا را به این اسم بخوانید و جهت رفع حاجات این ذکر را بخوانید.

 

46.قوی( توانا- قدرتمند)

ان الله قوی شدید العقاب

ترجمه : همانا خدا توانا و سخت کیفر است

یعنی خداوند قادر به ذات است و نه قادر به قدرت چون قدرت خدا ذاتی است . نمی توان گفت که خدا هست ولی قدرت ندارد یعنی خداوند قبل از آنکه قدرت را خلق کند قوی بود .

اگر کسی می خواهد کسی می خواهد دشمنش را سرنگون کند مقداری آرد را خمیر کند و تعداد 1000 گلوله به اندازه فندق از آن تهیه کنند و در حین ساخت گلوله ها یک مرتبه ذکر « القوی» بخواند و تدرجا آن را به یک یا چند پرنده ی حلال گوشت بدهند تا آن را بخوردند.

 

47.حفیظ( همیشه نگهبان)

ان ربی کل علی کل شی حفیظ

ترجمه: همانا پرودگار من بر هرچیز نگهبان است یعنی آنکه خداوند تا زمانی که بقای هر یک از موجودات را مصلحت بداند حافظ و نگهدارنده ی آن از تلف شدن و فساد است  و این دائمی و مداوم است و و محدود به مقطع خلق مخلوق نیست .

اگر کسی می خواهد می خواهد از شر شیطان و اجنه درامان باشد بر خواندن اسم « الحفیظ» مداومت نماید و جهت نجا ت از زندگی نکبت بار در جایی که مار عقرب زیاد است و جلوگیری از سقط بچه در دوران حاملگی یا مردن آن بعد از تولد بعد از نماز ( صبح ،ظهر یا عصر) روز جمعه 998 مرتبه با خط باریک و ریز روی کاغذ  بنویسد و بر بازو بندد.

 

48.مجیب ( اجابت کننده)

ان ربی قریب مجیب

ترجمه: همانا خدا به همه نزدیک است و دعای خلق را می شنود و اجابت می کند .

اگر کسی می خواهد دعایش به درگاه خداوند مورد قبول قرار گیرد 1001 مرتبه « المجیب»  بگوید و به خداوند عرض حاجت نماید مایوس نگردد. و اگر در آخر دعا و حاجت خود از خدا 26 مرتبه این ذکر« یاسریعُ یا مجیبُ» بخواند دعایش مستجاب گردد.

 

49. مجید (بزرگوار)

انه حمید مجیدٌ

ترجمه: خدا بسیار ستوده صفات و بزرگوار است .

معنای مجید ، کریم عزیز است . مجید در لغت ، یعنی دارای شرف و بزرگواری.

اگر کسی می خواهد از او رفع خواری و ذلت شود و تبدیل به عزت شود در هرروز 99 مرتبه ذکر« المجید» را بخواند . خواندن این اسم شفای هر  دردی است و خواندن این اسم در خلوت بر نور دل می افزاید.

 

50. ودود(بسیار دوست دار)

ان ربی رحیم ودود

ترجمه: همانا پرودگار من مهربانی است دوستدار.

خداوند همه مخلوقات را دوست می دارد ، چرا که سبب خلقت مخلوقات محبت ذات است به ذات.

اگر کسی می خواهد تمام مشکلاتش حل شود هر روز 77 مرتبه این ذکر« الودود»  را بخواند. برای محبت بین زن و شوهر 1001 مرتبه خوانده شود .

 

51. باقی ( همیشه جاوید)

ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام

ترجمه: و ذات خدای منعم و با جلال و عظمت زنده ابدی است.

فنا ضد بقاست . ازلیت ، خاص ذات مقدس احدیت است یعنی این که وجودی از « بی نهایت گذشته» موجود بوده باشد، تنها وتنها ، ویژگی  وجود خداوند است .

اگر کسی بخواهد عمر طولانی داشته باشد در هر روز 113 مرتبه ذکر« یاباقی» خوانده شود .

 

52. ذوالجلال و الاکرام ( دارای بزرگی و بزرگواری و بنده نوازی)

ویبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام

ترجمه: و باقی ماند ذات پرودگارت که صاحب بزرگی و شوکت مطلق است .

خداوند صاحب نعمات است صاحب غنای مطلق است و کریم و بزرگوار نیز می باشد .

اگر کسی می خواهد رفع گرفتاری دشوارش برطرف گردد روزی در سجده 21 مرتبه « یا. ذوالجلال و الاکرام» را بگوید و باعث پیدا کرد ن بزرگی و حشمت در بین مردم و باعث استجابت دعا مداومت برذکر« « یا. ذوالجلال و الاکرام» به تعداد 9 مرتبه در روز تکرار گردد حداقل 9 مرتبه

 

53.اول( نخستین)

هوالاول والاخر و الظاهر والباطن و هو بکل شی علیم

ترجمه: اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور ، عالم و داناست.

معنای اولیت ، ازلیت است . تمام مخلوقات ، حادثند و مسبوق به عدم . مخلوقات و ممکنات ابتدا و انتها دارند ، اما خداوند مبدع(خالق) ، ازلی است. خداوند بود و هیچ چیز دیگری جز او نبود.

اگر کسی می خواهد به اطلاع ازغایبی که به دنبال او باشند مثلا امام زمان (ع) 40 شب جمعه ، در هر شب 1000 مرتبه ذکر « یااول» خوانده شود . و موقع شروع هر کاری 37 مرتبه این ذکر خوانده شود.

 

54.آخر(واپسین)

هوالاول والاخر و الظاهر والباطن و هو بکل شی علیم

ترجمه: اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور ، عالم و داناست.

هر موجودی را آخری است ، یعنی « پایانی» که نهایتی برای آن متصور نیست . خداوند متعال بعد از فنای تمام ممکنات ، باقی است . حمد سزاوار خدایی است که پس از فنای همه چیز ، باقی است .

اگر کسی می خواهد عاقبت بخیر شود ذکر « یا آخر» را را 801 مرتبه بخواند. وبرای دفع دشمن به همین تعداد خوانده شود (بسیار مجرب است )

 

55. ظاهر (پیدا)

هوالاول والاخر و الظاهر والباطن و هو بکل شی علیم

ترجمه: اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور ، عالم و داناست.

خداوند واجب الوجود و مخلوقات ممکن الوجود هستند خداوند غائب است یعنی پنهان علم و حیات و قدرت عین ذات خداست، علم غائب است عالم علم به علم خود دارد اما علم او دیده نمی شود . ذات خداوند شناختی نیست و هیچ کس راه به آن ندارد .

اگر کسی بخواهد شود و جود مقدس امام زمان(ع) بر او ظاهر گردد روزی 1106 مرتبه ذکر« یاظاهر» را بخواند .

 

56.باطن( پنهان از دیده ها)

هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم

ترجمه: اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور ، عالم و داناست.

خداوند در خفا و ظهور کمال دارد او در ذات و صفات یکتا است خورشید یکی است ولی ظهور و تابش نورآن کثرت دارد موجودات به نور خورشید دیده می شوند ولی کثرت موجودات دلیل بر وجود چند خورشید برای دیدن آنها نیست . دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین  به علی شناختم من بخدا قسم خدا را .

اگر کسی می خواهد پی به ضمائرو معانی موجود در قلب اشخاص پی ببرد باید  ذکر« یاباطن» را به تعداد 62 مرتبه بخواند .

 

57. حق( راست و درست )

ان الله هو حق المبین

ترجمه: همانا خداوند حقیقت آشکار و روشن است .

ضد حق باطل است حق مطلق ذات اقدس احدیت است و او حق همیشگی است که آینه تمام نمای حق در صفات محمد (ص) می باشد .

اگر کسی قرضی دارد که توانایی بازپرداخت آن را نداشت قبل از اذان صبح 108 مرتبه ذکر « یاحق» بخواند.

 

58. مبین(آشکار)

ان الله هو الحق المبین

ترجمه: همانا خداوند حقیقت آشکار و روشن است .

مبین آشکار کننده است آثار قدرت خدا آشکار و هویدا است و تمام مخلوقات آثار قدرت او هستند .

اگر کسی حق تو را ضایع کرده جهت احقاق حق خود 102 مرتبه ذکر « یامبین» را بخوانید.

 

59. نور( روشن و روشنی بخش)

الله نور السماوات الارض

ترجمه: خداوند نور آسمانها و زمین است

وجود نور است وجود مطلق وجود باری تعالی است که هستی همیشگی و نور مطلق است ( الله نور) و عدم ظلمت مطلق می باشد خدا هدایت کننده تمام ممکنات است

اگر کسی بخواهد تاریکی های زندگی از دل ا و پاک شود و به صفای دل برسد هر روز256 مرتبه ذکر« یانور» را بخواند .

 

60. وارث( ستاننده)

و انا لنحن نحیی و نمیت و نحن الوارثین

ترجمه: و ماییم که زنده می کنیم و می میرانیم و وارث همه خلق فانی ما هستیم

الوارث یعنی ذات مقدسی که پس از فانی شدن جمیع اشیا باقی است و تمامی املاک پس از زوال مالکان به او برمی گردد زیرا اوست مالک حقیقی و مالکیت دیگران مجازی می باشد .

اگر کسی می خواهد از تنهایی داخل قبر یا هر مکان د یگر هراسی نداشته باشد ذکر« الوارث» را از اذان صبح تا قبل از طلوع آفتاب 1000 مرتبه بخواند .

 

61.صادق(راست گفتار)

و اتیناک با لحق و انا لصادقون

ترجمه: و به حق و به راستی به سوی تو آمده ایم و آنچه گوییم صدق محض است ثواب به عهده ذات مقدسی است که در وعده خود راست گوید و ثواب کسی را که وفا نموده به عهد او کم نکند.

اگر کسی می خواهد نفس و باطن خود را از کدورت پاک کند هر روز 195 مرتبه ذکر« یاصادق » را بخواند

 

62.خالق(آفریننده)

ان ربک هو الخلاق العلیم

ترجمه: همانا پرودگار تو آفریننده دانا است .

آنکه وجودش واجب است خالق متعال است . کسی که واجب الوجود است در وجود، نیاز به غیر ندارد و قائم به ذات است . هستی اواز خودش می باشد .

اگر کسی می خواهد حاجات مهمش برآورده شود در یک مجلس 5110 مرتبه ذکر « یاخالق» گفته شود . 731 مرتبه موجب نورانی شدن دل می شود . و برای برخودار شدن از معارف الهی زیاد خوانده شود

 

63.قدوس(منزه و پاک)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس

ترجمه: اوست خدایی که نیست جز او پروردگاری و او پادشاه قدسی است

قدوس یعنی ذاتی که بسیار منزه باشد از معایب و قبایه ، زیرا (فعول ) صیغه مبالغه است و آن ذات مقدس ، از مشابهت و انداد(هماوردان) و اضداد و اولاد و غیر ذالک از صفات مخلوقات ، پاک و بری است .

اگر کسی می خواهد به عرفان برسد 170 مرتبه در روز ذکر « یا قدوس» را بخواند . و جهت برقرار کردن ارتباظ با فرشتگان در دیدن آنها در حال نگاه کردن در آب زلال 1000 مرتبه ذکر « یاقدوس» گفته شود .

 

64. سلام(بی عیب – سلامتی ده – سلامتی بخش)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام

ترجمه: اوست خدایی که نیست خدایی جز او پادشاه پاک بی عیب .

خداوند ، سلامت و مبری است از آنچه عیب محصوب می شود

اگر کسی می خواهد مریضی شفا پیدا کند در کنار بستر او 136 مرتبه ذکر« یاسلام» گفته و به او بدمد

 

65. مومن(ایمنی بخش بر عباد خود )

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام المومن

ترجمه: اوست خدایی که خدایی جزاو نیست ، شاه پاک و بی عیب و ایمنی بخش

خداوند متعال اولین مومن است به وحدانیت خود و عنایت امنیت به مومنین از طرف خداوند مومن است .

اگر کسی مبطلا به وحشت از جن است 136 مرتبه ذکر« یامومن» را بگوید . و درمان وسواس 120 مرتبه .

 

66.مهیمن( شاهد و نگهبان)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام المومن

ترجمه: اوست خدایی که خدایی جز او نیست شاه پاک و بی عیب و ایمنی بخش و شاهد و نگهبان

خداوند متعال، از اول خلقت تا آخر بر همه چیز شاهد است و هم او جهان و جهانیان را حفظ و نگهبانی می کند .

اگر کسی می خواهد صفای باطن داشته باشد 125 مرتبه ذکر « یامهیمن» در شبانه روز . و برای شناخت و راه یابی به باطن افراد و اشیا 125 مرتبه خوانده شد جهت پی بردن به باطن و ضمایر اشخاص ، 41 روز متوالی هر شبانه روز یک غصل انجام داده و بعد از غصل 1040 مرتبه ذکر« یامهیمن» را بگوید .

 

67. عزیز(نیرومند و توانای همیشگی)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام المومن العزیز

ترجمه: اوست خدایی که خدایی جز او نیست شاه پاک و بی عیب و ایمنی بخش و شاهد و نگهبان و نیرومند.

عزیز، به ذاتی گفته می شود که قاهر و غالب بر تمام مخلوقات و ممکنات است .

اگر کسی می خواهد به علوم غریبه از طلوع فجر تا قبل از طلوع فجر 94 مرتبه ذکر« یا عزیز» خوانده شود و جهت عزیز ماندن همیشگی 40 مرتبه در روز خوانده شود و 41 مرتبه بعد از نماز صبح برا ی رزق و روزی و در نزد مردم روزی 100 مرتبه این ذکر خوانده شود

 

68. جبار(فرمان فرما- امرکننده به خوبی)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام المومن العزیز الجبار

ترجمه: اوست خدایی که خدایی جز او نیست شاه پاک و بی عیب و ایمنی بخش و شاهد و نگهبان و نیرومند و فرمان فرما

خداوند متعال جبر به معاصی نمی کند و نیز می فرماید جبر محض است و نه تفویض و اختیار مطلق ، بلکه چیزی بین این دو واقع شده است .

اگر کسی می خواهد از شر دشمنان ایمنی پیدا کند روزی 21 مرتبه ذکر« یاجبار» را بخواند و برای باطل کردن سحر و جادو  ودعای شر 206 مرتبه ذکر « یاجبار» گفته شود .

 

69.متکبر(صاحب رفعت و عظمت و جلال خارج از تصور)

هو الله الذی لا اله الا هو المک القدوس السلام المومن العزیز الجبار المتکبر

ترجمه: اوست خدایی که خدایی جز او نیست شاه پاک و بی عیب و ایمنی بخش و شاهد و نگهبان و نیرومند و فرمان فرما و صاحب عظمت

تکبر از صفات خاص خداوند  متعال است و این اسم به وجودی اطلاق می شود که واجد تمام بزرگی ها باشد . هیچ ممکنی ، واجد این صفت نیست و هیچ کس مجاز نیست خود را به این صفت موصوف گرداند .

اگر کسی می خواهد در میان مردم دارای عظمت و جلال شود بر ذکر« یامتکبر» مداومت نماید و اگر ترس از کسی در دل  وجود دارد برای رفع آن 662 مرتبه این ذکر خوانده شود و هنگام حضور در مقابل متکبران و صاحبان قدرت برای متواضع ساختن  نفس آنها نسبت  به خود 662 مرتبه این ذکر خوانده شود .

 

70.مصور(تصویرکننده)

هو الله الخالق الباری المصور له الاسما الحسنی

ترجمه: اوست آفریدگار عالم هستی ، پدید آوردنده جهان و جهانیان ، نگارگرصورت خلایق ، و هم او راست نامهای نیکو.

مصور اسمی است برگرفته از تصویرگری ونگاربندی و آن ناظر بر ذات مقدسی است که صورت ها را در رحم ها به هر کیفیت که خواهد نقش می زند

اگر کسی می خواهد صاحب فصاحت و بلاغت و طاقت لسان گردد و برشعر گفتن قادر شود این ذکر را 2082 مرتبه بخواند « المصور» .

 

71. باری(پدید آوردنده )

هوالله خالق الباری امصور له الاسما الحسنی

ترجمه: اوست آفریدگار عالم هستی ، پدیدآوردنده جهان و جهانیان نگارگرصورت خلایق و هم او راست نامهای نیکو

باری از نظر معنی باخالق یکسان است و آن به کسی اطلاق می شود که هر ممکن و مخلوقی را از کتم عدم به عرصه وجود بیاورد

اگر کسی می خواهد بعد از مرگ تا هنگامه قیامت بدن او سالم و پاکیزه بماند این ذکر « یاباری» را بعد از نماز صبح 213 مرتبه بخواند

 

72.منان (بسیار عطاکننده)

ولکن الله یمن علی من یشا من عباده

ترجمه:اما خداوند از بندگان خویش به هر کس که خواهد بسیار عطا فرماید خداوند منان است یعنی عطای بسیار می کند منت گذاشتن به دیگران برای انسان از رذائل است خداوند برای رزق و روزی که به ما می دهد هیچ منتی نمی گذارد

اگر کسی می خواهد از نعمات خداوند ظاهری یا باطنی بیشتر استفا ده کند هر روز 141 مرتبه ذکر« یامنان» را بگوید .

 

73.رزاق(بسیار روزی دهنده)

ان الله هو الرزاق ذولقوة المتین

ترجمه: به درستی که تنها خداوند روزی بخش و رزق دهنده خلایق است و هم او صاحب قوت و قدرت ابدی است پرودگار عالم به تمام موجودات به اندازه ظرفیتشان روزی می دهد  مراد از رزق چیزی است که از آن منتفع توان شد خواه ماکول (خوردنی) خواه نوشیدنی خواه معارف و مکاشفات یا علوم حقه امثال آن که قلوب صافیه (دلهای بی غل و غش) به سبب آنها زنده گردد

اگر کسی بخواهد برکت و وسعت در امر معشیتش زیاد گردد این ذکر را « یارزاق» 308 مرتبه بخواند

 

74.فتاح(گشاینده)

هو الفتاح العلیم

ترجمه: او گره گشای مشکلات و دانای نامحدود است

خداوند متعال گشاینده تمام درهای بسته است لذا مفتاح تمام مشکلات و مسائل جهان آفرینش به دست آن کسی است که افتتاح خلقت به اوست

اگر کسی می خواهد حجابهای بین خود و خالق را برطرف کند دو کف دست را روی سینه گذاشته و 70 مرتبه این ذکر را بگوید« یافتاح»

 

75.باعث(برانگیزنده)

و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور

ترجمه: و محققا ساعت قیامت بی هیچ شک بیاید و خدا به حتم مردگان را از قبر برمی انگیزاند

خداوند متعال برانگیزنده و زنده کننده مردگان پس از مرگشان است

اگر کسی می خواهد در هر کاری (چه مادی و چه معنوی) به شرط مشروعیت موفق باشد هر روز 573 مرتبه ذکر« یاباعث» را بگوید.

 

76.هادی ( راهنما)

وکفا بربک هادیا و نصیرا

ترجمه: تنها خدای تو برای هدایت نصرت و یاری تو کافی است

هدایت دو نوع است تکوینی و تشریعی هدایت تکوینی برای تمام موجودات و مخلوقات وجود دارد و هدایت تشریعی علاوه بر هدایت تکو ینی که وجود دارد موجب ظهور فطرت انسانی شده و ارتباط بند ه را با خالق خود برقرار می سازد که برخوردار شدن از این هدایت بستگی به عظم و اراده انسان دارد هدای به معنای راهنما است و به کسی اطلاق  می شود که واجد علم باشد

اگر کسی خواهان هدایت و معرفت به خدا است در هر شبانه روز 20 مرتبه اسم یا هادی را بخواند

 

77. کافی( بسنده)

الیس الله بکاف عبده

ترجمه: آیا خداوند بای کفایت امور بنده خود کافی نیست

کفایت امر با مولی است ولا غیر او خیر را برای ابد می خواهد و شر را از او دفع می نماید لذا در کلیه مشکلات و کمبودها ذکر « یاکافی»  کارگشاست

اگر کسی مهمی در زندگیش وجود دارد که قابل حل نیست بعد از نماز رو به قبله در یک مجلس 111 مرتبه ذکر « یاکافی» را بگوید .

 

78.کبیر(بزرگ)

عالم الغیب و الشهادت الکبیر المتعال

ترجمه: او به پنهان و آشکار دانانست و بزرگ و بلند مرتبه است

کبیر به معنای بزرگ می باشد خدا بزرگی است غیر قابل وصف هیچ ممکنی کمال ذاتی ندارد بلکه کمالش به صفات اوست بزرگی در عالم برای هیچ کس موثر نمی شود الا به واسطه تواضع به خدا و مظاهر تامه صفات .

اگر کسی خواهد در نزد مردم بزرگ شود هر روز 232 مرتبه ذکر الکبیر را بخواند .

 

79.شافی(شفادهنده امراض)

و اذامرضت فهویشفین

ترجمه:همان خدایی که چون بیمار شوم مرا شفا می دهد.

الشافی یعنی شفا دهنده امراض روحی و جسمی و رازق عافیت بی واسطه و رفع کننده بلا به سبب اندکی از دعا.

اگر کسی برای دوای هر دردی ذکر«یا شافی» به عدد کبیرش 391مرتبه موجب شفا مریضی و باطن می شود و اگر برطعامی که مسموم شده بخوانید دفع سم شود. تعویذ نافع برای طعام: « بسم الله الشافی بسم الله الکافی بسم الله معافی بسم الله الذی لایضر مع اسمه شی فی الارض و لا فی السما و هو السمیع العلیم»

مکسر «الشافی» برای شفای مرض حامل آن مریض نافع است.

                                                         مکسر الشافی

 

ی

ف

ا

ش

ا

ف

ش

ی

ش

ف

ی

ا

 

 

80.منتقم(انتقام کشنده)

و الله عزیز ذو انتقام

ترجمه: و خدا عزتمند و انتقامجوی است .

منقتم ، یعنی خدای انتقام کشنده از ظالمان ، آن گونه که سزاوار آنان است . این اسمی است که انبیای بر حق ، از برکت حقیقت آن بر کفار و مشرکین ظفر یافته اند .

اگر کسی بر جفای ظالمی تحمل و صبر نماید و این اسم را ورد خود سازد و هر روز جمعه 661 بار بخواند ، چون سه شب جمعه مداومت کند خصمش مقهور او گردد. و  برای خرد کردن و کوبیدن دشمن و دفع ظلم ظالم ، سه شب جمعه متوالی در هر شب 661 مرتبه ذکر « المنتقم» گفته شود.

 

81.اعلی(بالاتر- برتر- بلند مرتبه تر)

سبح اسم ربک الاعلی

ترجمه: به پاکی یاد کن نام پروردگار خود را که از همه چیز بلند مرتبه تر است .

اعلی به معنی کسی است که از نظر رتبه ، برتر و بالاتر است .

اگر کسی می خواهد هرمخالفی را موافق خود کند اسم « اعلی» را 111 مرتبه نوشته و همراه خو دش حمل نماید.  جهت نافذ شدن کلام و جلب محبت و دوستی مومنین نسبت به خود این ذکر را 111 مرتبه بخواند. برای رفع تب شدید که به هیچ طریق قطع نمی شود روی 3 قطعه کاغذ کوچک اسم « اعلی» را نوشته و طی 3 روز متوالی هر روز یکی از این کاغذ ها را بلعیده و قبل از بلعیدن کاغذ در حالی که در دهان قرار دارد 3 مرتبه سوره توحید را خوانده و بعد خوانده شود : « بسم الله الرحمن الرحیم قلنا لاتخف انک انت الاعلی»

 

82. کریم ( بزرگوار- صاحب کرم)

فتعالی الله المک الحق لا اله الا هو رب العرش  الکریم

ترجمه: پس خدا ، آن پادشاه حقیقی برتر است که جز او خدایی نیست پروردگارعرش گرامی.

کریم ذات بخشنده ای است که کرمش نامتناهی و نعمتش بی پایان است . خداوند نفعش دائماً به تمام موجودات می رسد.

اگر کسی می خواهد با عرش کریم ارتباط برقرار کند شب موقع خواب بر ذکر « یاکریم» مداومت نماید . و برای رزق و روزی ذکر « یاکریم» را به عدد کبیرآن یعنی 270 مرتبه هر روز مداومت کند

 

83.لطیف(مهربان)

الله لطیف بعباده یرزق من یشا و هو العزیز

ترجمه: خدا به بندگان لطف و محبت بسیار دارد ، هرکه را بخواهد روزی می دهد و او توانای مطلق و مقتدر و غالب است .

یکی از معانی لطافت ، مهربانی است و مهربانی خدا به عباد می باشد و این مهربانی برای تمام عباد یعنی برای همه موجودات ، عام است . خداوند به هر که بخواهد روزی می دهد

اگر کسی می خواهد ناراحتی و غم هایش ازبین برود و وسعت رزق هم پیدا کند روزی 80 مرتبه ذکر « یالطیف» را بخواند . برای باز شدن بخت دختران روزی 129 مرتبه خوانده شود و برای شفای بیمار و سفر رفتن 2 رکعت نماز بخواند و 100 مرتبه این  ذکر رابگوید .

 

84.خیر الناصرین ( بهترین یاری دهنده )

بل الله مولیکم وهو خیر الناصرین

ترجمه : خدا سرپرست شما است و او بهترین یاری کننده گان است .مخلوق وممکن در تمام حالات ، نیازمند کمک است . خداوند در تمام مراحل زندگی ، نصرت رابواسطه وسایل به انسان می رساند ، ولی ناصر ، خود اوست . مرکز نصرت و یاری برای ایصال به موجودات ، ولی الله است که امروز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشند و این نصرت از ایشان به دیگران می رسد.

اگر کسی می خواهد بر دشمنش پیروز شود هر روز ذکر« یا خیرالناصرین» به تعداد 1242 مرتبه خوانده شود

 

85.وتر(تنهاو یگانه )

والشفع والوتر

ترجمه: قسم به حق جفت و قسم به حق فرد.

هر چیزی که فرد باشد آن را وتر گویند ، یعنی طاق مقابل شفع که زوج است.

اگر کسی می خواهد هیبت و عظمت پیدا کند ذکر« الوتر» را 606 مرتبه بخواند که این عدد کبیرش است.

 

86.کاشف الضر(برطرف کننده سختی ها)

و ان یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو

ترجمه: و اگر از خدا به تو سختی برسد هیچ کس جز خداوند نتواند تو را ازآن سختی ها برهاند.

کاشف به معنی برگرداننده و برطرف کننده و ضر به معنی مطلق سختی ها . زندگی دنیا همراه باسختی می باشد و این سختی ها کاشف می خواهد . خداوند برطرف کننده سختی ها است .

اگر کسی می خواهد سختی های زندگی از او دفع شود بعد از نمازهای یومیه مخصوصا نماز صبح بر خواند این ذکر مداومت نماید « یاکاشف الضر»

 

87.فالق(شکافنده)

ان الله فالق الحب والنوی

ترجمه: همانا خداست شکافنده دانه وهسته.

فالق یعنی ذات مقدسی که به نور وجود ، شکافنده ظلمت عدم است . استعداد دانه با کاشتن آن در زمین ظهور می کند . بعد از کاشتن دانه بقیه کار با خداست و تمام شرایط را او آماده می سازد تا دانه شکافته شود و سربیرون آورد.

اگر کسی گمشده ای دارد برای پیدا کردنش ذکر« یافالق» را به تعداد 211 مرتبه بخواند .

 

88.قاهر(دارای قهر و غلبه)

هوالقادرفوق عباده

ترجمه: اوست خدایی که قهر و اقتدارش مافوق بندگان است .

قاهر به کسی گفته میشود که بر تمام ممکنات غالب است لذا هیچ ممکنی قدرت فرار از حکومت او را ندارد

اگر کسی می خواهد بر دشمنش غلبه کند و حاجاتش برآورده شود و برنفس اماره اش غلبه کند و اگر می خواهد محبت دنیا را از دل خود بیرون کند هر روز ذکر« یاقاهر» را به تعداد 306 مرتبه بخواند. و اگر در زندگی مشکل و گره ای دارد این ذکر را با مشک و زعفران در کاسه چینی نوشته و بعد آب درون آن ریخته و نوشته را بشوید و سپس ازآن آب بخورید.

 

89.عدل(دادگر)

وتمت کلمه ربک صدقا و عدلاً لا مبدل لکلماته

ترجمه:کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس آن کلمات را تبدیل وتغییر نتوان داد.

« عدل» ذات مقدسی است که به عدل و داد حکفرماست و جمیع اقوال و افعال او عادلانه است. خداوند ، تمامی ممکنات را به عدل، خلق فرموده و عدالت او در تمام ابعاد خلقت وهستی ، به حکمت و مصلحت حکفرماست . خداوند به عدل واحسان فرمان می دهد

اگر کسی می خواهد دعایش مستجاب شود قبل از شروع دعا4 مرتبه« یاعدل» بگوید . اگر کسی می خواهد گمراه از دنیا نرود شب جمعه 21 لغمه نان تهیه کند و باسرانگشت روی هر لقمه اسم «العدل» را بنویسد و بعد همه نانها را بخورد.

 

90.فاطر(خالق- پدید آورنده)

افی الله شک فاطر السموات و الارض

ترجمه: آیا دروجود و حضور خدا  که آفریننده آسمانها و زمین است شک می توان کرد ؟

فاطر هم به معنی فالق(شکافنده) و هم به معنی خالق می باشد . خلقت دو جنبه دارد ، مرئی و نامرئی

فاطر ، آن کسی است که از باطن موجودات ، آنچه راکه اضافه هستی کرده تدریجاً ظهور می دهد .مظهریت اسم «فاطر» ، متعلق به حضرت فاطمه می باشد که هر کجا وارد شود شکافنده است .

اگر کسی حاجتی دارد و هیچ چیزی موجب استجابت حاجتش نشده ذکر« یافاطر» را 290 مرتبه بخواند.

 

91.بر(نیکخواه)

انه هو البر الرحیم

ترجمه: خداوند بر بندگانش بسیار نیکخواه و مهربان است .

بر، یعنی نیکوکار . خداوند بر بندگان خود نیکی می کند و این نیکی ، همانا قطع نکردن روزی آنان به سبب گناه کردنشان است .خداوند متعال ، بر است و احسان و نیکی خود را در مقابل گنهکاری و طغیان خلق قطع نمی کند.

اگر کسی می خواهد توفیق اعمال صالح را داشته باشد و از سختی ها مسون باشد بعد از نمازهای یومیه ذکر« البر» را به تعداد 202 مرتبه بخواند .

 

92.حفی(مهربان)

ساستغفر لک ربی انه کان بی حفیاً

ترجمه: من از خدا برای تو آمرزش می طلبم که خدای من  در حق من بسیار مهربان است .

حفی، یعنی ذاتی که به تمام امور و به همه موجودات عالم محیط است و در تلطف و مهرورزی به بندگان ، بی  دریغ است.

اگر کسی می خواهد به آگاهی در مورد ضمائر برسد و یا می خواهد محبتش در دل کسی بیفتد ذکر«الحفی»را 98 مرتبه بخواند.

 

93.وفی(وفاکننده به عهد)

یا بنی اسرائیل اذکروا نعمتی التی انعمت علیکم و اوفوا بعهدی اوف بعهدکم و ایای فارهبون

ترجمه:ای بنی اسرائیل ! نعمتهایی که به شماعطا کردم به یادآرید وبه عهده من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم و ازشکستن پیمان خود برحذر باشید.

خداوند متعال 2 نوع عهد دارد که در قرآن به آنها اشاره شده یکی وعده و دیگری وعید وعده عهدی است که حتما انجام خواهد شد اماوعید آن است که با دعا و صدقه و غیره قابل تغییر نباشد مراد از نعمتی که در آیه به آن اشاره شد ولایت الهیه می باشد و وفای به عهد قبول ولایت است که همان زیربنا و روح دینی است که همه انبیا مردم را به آن دعوت کردنده اند

اگر کسی مقروض است و نمی تواند قرض خود را پرداخت کند 40 روز متوالی که شروع آن پنجشنبه باشد در هر روز96 مرتبه اسم « الوفی» را بخواند

 

 

 

94. دیان( بسیار جزا دهنده به نیک و بد در روز جزا (

من عمل سیئة فلا یجزی الا مثلها و من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب

ترجمه: هرکه کار بدی در دنیا کرده جز به مانند آن پاداش داده نشود و هر که از مرد و زن ، عمل صالحی به جا آورند ، در صورتی که با ایمان باشند ، در بهشت جاودان داخل می شوند و آنجا از رزق بی حساب ، برخوردار گردند.

«دیان» کسی است که جزای برابر می دهد ، جزای گناه به عدل است ، یعنی به اندازه همان گناه ، اما خداوند متعال ، ثواب عمل صالح را به فضل می دهد ، یعنی چند برابر آن . «هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن پاداش خواهد بود و هر کس کار زشت کند جز بقدر آن کار زشت مجازات نشود و برآنها اصلا ستم نخواهد شد .

اگر کسی می خواهد صفای باطن یابد و یا اگر می خواهد با « رجال الغیب» دیدار داشته باشد ۷۰ روز متوالی در هر روز ۵۰۰۰ مرتبه ذکر « ادیان» را بخواند و بعد از نمازهای یومیه ۶۵ مرتبه این ذکر را بخواند.

 

۹۵.قاضی الحاجات(برآورنده حاجات(

وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا

ترجمه: و خدای تو  حکم فرمود که جز او هیچکس را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکی کنید .

قاضی به معنی حکم کننده می باشد وقاضی الحاجات حکم کننده است بر برآورده شدن حاجات . قاضی الحاجات تنها خداست و بس.

اگر هر وقت حاجتی داشتید ۹۱۱ بار ذکر « یا قاضی الحاجات» را بخوانید

 

۹۶.رائی(بیننده و نظرکننده(

وقل اعلموا فسیری الله عملکم ورسوله والمومنون

ترجمه: ای رسول! به خلق بگو عمل کنید که خداوند و رسول او و مومنان شما راخواهند دید.

خلقت موجودات ۲ مرحله دارد مرحله اول وجود تقدیری می باشد یعنی ابتدا خدا وجود همه ممکنات را مقدر می فرماید وسپس در مرحله دوم برهر یک از مقدرات که بخواهد قضا جاری می نماید و آنگاه مخلوق وجود خارجی پیدا می کند . خداوند متعال به مخلوقاتش قبل از به وجود آمدنشان نظر دارد واین عنایت و توجه به علم است نه به وسیله چشم . همین طور اونظر دارد به نیات که شرط لازم عمل است یعنی قبل از اینکه عمل وجود خارجی پیدا کند خدا آن را می بیند.

اگر کسی می خواهد دلش نورانی شود وبصیرت پیدا کند ۲۲۱ مرتبه ذکر« الرائی» را بخواند

 

۹۷.ذاری‌( آفریننده - واگذارنده)

و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس

ترجمه: محققا بسیاری از جن و انس را از برای جهنم واگذاردیم.

« الذاری» به معنای خالق نیز می باشد چنانچه در قرآن مجید آمده: و در زمین آنچه را خداوند برای شما آفرید به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ در آورد.

اگر کسی می خواهد به امور خفیه و پنهان دست پیدا کند ۹۱۱ بار اسم « یاذاری» را بخواند بهترین وقت هم بعد از نیمه شب است .اگر کسی را گم کنید نیمه شب در کنج اطاقی رو به قبله نشیند و ۷۰ مرتبه بگوید: یا ذاریُ یا معیدُ رُدَعلَیَ فلانی به جای فلانی اسم شی گمشده یا فرد گمشده را بگوید .

 

۹۸. صانع(سازنده(

و تری الجبال تحسبها جامدة وهی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شی

ترجمه: کوهها را می نگری و جامد و ساکن تصور می کنی در صورتی که مانند ابر در حرکتند . صنع خداست که هر چیزی را در کمال اتقان و استحکام ساخته که علم کامل او به افعال همه شما خلایق را احاطه دارد.

سازنده و خالق هر مخلوق و پدید آرنده همه بدایع و تازه ها  و ترکیب کننده صور صانع است .

اگر کسی می خواهد در کارهایش عیب و نقص پیش نیاید ۲۱۱ مرتبه ذکر « یاصانع» را بخواند

 

۹۹.غیاث(فریادرس - پناه دهنده پناه جویان(

اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم

ترجمه: وبه یا آرید هنگامی را که استغاثه و زاری به پرودگار خود می کردید پس دعای شما را اجابت  کرد .

خداوند متعال به هنگام درد ها و سختی ها و حالات ترس واضطراب و درماندگی فریادرس و پناهنده  بندگان است در هر عصری از اعصار نماینده ای از طرف باری تعالی بر روی زمین جهت پناه دهی و فریاد رسی بندگان وجود دارد که او را غوث(پناه) می نامند . او حجت حق و خلفة الله است اولین غوث حضرت آدم (ع) می باشد از جنس انسان است چون فقط انسان می تواند مظهریت تامه صفات حق را داشته باشد .

اگر کسی اضطراب یا ترس یا وحشت دارد ۱۵۱۱ مرتبه ذکر « الغیاث» را بخواند.

 

۱۰۰. جلیل(بزرگوار- بزرگ بزرگان(

فالحکم لله العلی الکبیر

ترجمه: پس حکم با خدای متعال بزرگوار است .

جلیل به معنی سید و غظیم می باشد وبه کسی اطلاق می شود که واجد صفات جمال و جلال و کمال باشد لذا جلیل حقیقی تنها و تنها ذات اقدس احدیت است و لا غیر و تنها اوست . جلیل بزرگی است که تمام بزرگیها در مقابلش کوچکند . وقتی می گوییم الله اکبر یعنی خدا  بزرگتر از آن است که به وصف در آید.

اگر کسی می خواهد در میان مردم مورد احترام قرار بگیرد ۷۳ مرتبه ذکر « یاجلیل» را بخواند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلمات کلیدی:
من عاشق پدر و مادرم هستم
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٦  

آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتی همه مادرای دنیا...

 

پدرم ، تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند !

 

شرمنده می کند فرزند را ، دعای خیر مادر ، در کنج خانه ی سالمندان ...


خورشید
هر روز
دیرتر از پدرم بیدار می شود
اما
زودتر از او به خانه بر می گردد !


به سلامتیه مادرایی که با حوصله راه رفتن رو یاده بچه هاشون دادن
ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن !!!

 

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم ؛

 

سلامتیه اون پسری که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هیچی نگفت...
..
 20سالش شد باباش زد تو گوشش هیچی نگفت....
... ... ... ... ..
 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زیر گریه...!!!
..
باباش گفت چرا گریه میکنی..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نمیلرزید...! :(

 

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر ...
... ... ... ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها

 

 


(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما همیشه (( شور )) می زند برای ما ؛
اشک‌های مادر , مروارید شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد!
دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش .

 


دست پر مهر مادر
تنها دستی ست،
که اگر کوتاه از دنیا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...

 

 

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من..!! 
... ... ...
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!
پسر میگه : بازم من شیرم...
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟
پسر میگه : بابا تو شیری...!!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...
به سلامتی هرچی پدره


مادر
تنها کسیست که میتوان "دوستت دارم"‌هایش رااا باور کرد
حتی اگر نگوید...???

 

سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه
اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش!

 

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....

 

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"...
تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

 

مردان پیامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پیامبران را توانسته‌اند به زیر سوال ببرند؛
ولی قداست مادران را هرگز..!

 

آدم پیر می شود وقتی مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا میزند اما جوابی نمیشنود.........
ممماااااااااااادددددددررررررر..............

 

تو 10 سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگی : " ولم کنین "
تو 20 سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"
تو 30 سالگی : " حق با شما بود"
تو 35 سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو  هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست ...

 

بهشت از آن مادران است در حالی که به جز پرستاری و نگهداری از فرزندان ، هیچ حق دیگری نسبت به آتها ندارند و برای بیشتر چیزها اجازه ی بابا لازم است !!!!!

 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

 

اگر 4 تکه نان  خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است


کلمات کلیدی:
گوسفند نباشید!!!
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤  

 

 
 

جرأت کن که خودت باشی .

پشتکار ! تنها مرز بین شکست و پیروزی است .

از تمبر یاد بگیر که تا رسیدن به مقصد به نامه می چسبد .

اندیشه حقیر ، انسان را حقیر نگه می دارد !

بزرگ بیندیشید تا بزرگ شوید !

همواره به خاطر بسپار : ناممکن وجود ندارد .

دو گروه قادر به تغییر افکارشان نیستند : احمق ها و مردگان !

اعتراف به ایمان یک انسان در اعمال اوست نه در گفته هایش .

تنها ذهن های پاک به خرد الهی دست می یابند !

وقتی در جستجوی خودت باشی ، خداوند را در کنارت احساس می کنی .

کسی که می پرسد تا پنج دقیقه احمق است ولی کسی که نمی پرسد برای همیشه احمق است .

کسی که می بخشد قلب خودش را می شوید و معطر می کند !

بعضی اوقات روباه باش که دام ها را تشخیص دهی و گاهی شیر باش که گرگ ها را بترسانی .

بزرگترین اشتباه ما در این است که پیوسته از اشتباه کردن واهمه داشته باشیم !

اگر میخی در مسیر حرکت لاستیک ماشین باشد ، باعث پنچر شدن چرخ های آن می گردد ، دو واژه ” من ” و ” مال من ” میخ هایی هستند که باعث پنچر شدن چرخ پیشرفت معنوی انسان می گردد !

هدف ما باید در زندگی مشخص باشد : آموختن و عشق ورزیدن !

زیربنای عشق آزادی است . اجبار عشق را پژمرده می کند !

خداوند در ذهن ساکن نیست ، بلکه در دل حضور دارد ، برای شناخت او از دل کمک بگیر!

بدون تزکیه و پاک کردن در خود ، تکرار نام خداوند تنها به هدر دادن وقت است !

اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی ، آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت !

گنج تو در وجود توست ، جای دیگر دنبال آن نباش .

عشق کیمیاگری است .

تنها آن چه را که تجربه کرده ای از آن توست !

به خاطر بسپار : عشق آموختنی است !

کسانی که ترس را لمس نکرده اند ، شجاعت را نخواهند آموخت !

یگانگی خود را بپذیر ، نادانی خود را بپذیر ، مسئولیت خود را بپذیر و سپس معجزه را ببین!

انسان بدون از دست دادن منظره ساحل برای مدتی طولانی ، سرزمین های تازه را کشف نمی کند !

هر چیزی را که در این جهان از دست بدهی ، معادل یا بهترش را به تو خواهند داد !

به زندگی پس از مرگ کاری نداشته باش ، دغدغه ات باید حیات پیش از مرگ تو باشد !

بشریت رشد خود را مدیون گروهی انگشت شمار است و نه گروه های بی شمار مردم !

زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست ، تو وارث همان حیاتی هستی که خود آفریده ای !

اگر می خواهی با عشق زندگی کنی ، بایستی آن را با دیگران تقسیم کنی

کلمات کلیدی:
امید بخش ترین آیه قرآن
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳  
در داستان جالبى از حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخشترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه ۴۸
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه"و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه ۱۱۰

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏ خدا همه گناهان را می ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه۵۳

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه۱۳۵
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخشترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین
سوره هود آیه ۱۱۴

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمی ‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا می شود از نمازش کنار نمی ‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمی ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏ شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.


کلمات کلیدی: